تبليغاتX
گلایه ها

گلایه ها

بعضی درآرزوی دریا بزرگ می شوند

    غزل ....................................«  زن  »

 

زن داشت می شکست ونمی گفت آه!

این تکه رانوشت وفرستاد سمت ماه

 

یک روسری به رنگ سفیدی برفها

پیراهنش بلند، کمی سبز و راه راه

 

این زن که بی بهانه به پاییز دادنش

رد می شود زکوچه ی تان هم ، به گاه گاه!

 

درچشمهای زن ، زنِ تنها نمانده است

جزحسرتی همیشه و تصویر یک نگاه

 

بادرد سایه های خودش خو گرفته بود

دراو نشسته بود یکی هم به اشتباه

 

تاآمدازدهن بپرد، نه !نمی روم....... !

پر دانش  دوباره و تبعید شد به  چاه

 

تنهابه جرم زن شدنش خم شدو شکست

آه ازدل شکسته ی زنهای بی گناه

 

حالا کنار پنجره زن ضجه می کشد

 

آه از تما م روزهای رفته ی من آه ، آه !

 

 

«نکند این شعر سر زا بمیرد » ؟!!

 

 پنجره را نبند!

 اجازه بده خیال کنم

سهمی ازتو که مال من است

                              دزدگیر ندارد!

می شود گوشت را به کسی بدهی که

 چند سطر پایین تر

خنده های زنی بیدارش می کند

که از نیمه اش گذشت و...

درپای چپش زوزه می کشم

بوق ...... بوق .....

وقتی تلفن انگشتم را جوید

تو انگشتت کجای جهان بود که فکر کردی

بفرما ! متافیزیک حضور!!

این سطر هارا می دهم دریا برایت موجی برقصد

ترسم ازاین است  گوش ماهی ها صدایشان در بیاید

نمی خواهد به رویم بیاوری

چقد راحمقم !

چقدر نباید کسی پای زنی رادچار رزماری کند

که تمام زندگی اش بوی قورمه سبزی

در سه شنبه های مادر ش میدهد

 

 وهیچ وقت روزنامه های صبح به خوردش نرفت

می فهمی ؟

 مثلا نزار ، بلقیس را چگونه عاشق بود

چگونه می شود عاشقانه هایم مال تو نباشد؟

سخت است سوژه های خلوت مرد

                            همیشه از زباله ها بالابکشد

                                                          نیست ؟

ادمه ی این سطر

دوباره پایم را به دهن کشید:

رزماری!

رزماری!

ته جیب این داروخانه گیر کرده ام

دعا کن خدا کافر شود!

روی چشم زنی که دوستت دارد

بیا اجازه بده

سهمی ازتو که مال من کردی

دزد گیر نداشته باشد

اصلا بیا به زنی برویم

که یک لنگه ازگوشواره های گیلاسش

همیشه پشت گوش می ماند

ندیده بگیر غرورمزرعه ای که آسمان را آبستن است

حالا!

ازکدام سیاره قابله بیاورم بهتر است؟

نکند این شعر سر زا بمیرد!؟

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 11:40 قبل از ظهر  توسط فهیمه محمودی  |