هنوزخورشید28اردی بهشت58سرنزده بودکه گریه های "فهیمه" اهالی کوهستانی ازسوادکوه رابیدارکرد.پیش ازآنکه ماه به پیشانی اش بیفتد خون سرطان رابه گردن گرفت و14آذر85 نقاشی قاب شده آن را برای خدا هدیه فرستاد.سال 84 دفترچه ای که درمقدمه اش اعتراف کرده بودهنوز شاعرنشده است به نام "گلایه هارا بر باد بنویسیم"را به فهرست بایگانی کتابخانه ی ملی ایران اضافه کرد. باقی داستانی که خودش نمی داند را می توانید ازهمین صفحه ی مجازی پیگیر شوید...